نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ز هر طرف مه رخسارهات، به جلوهگری است خموش باد، نگاهی که ناظر دگری است دو صد مسیح نفس، مانده واله و مبهوت که در فضای شفاخانهات، عجب اثری است کنم به تاجوران ناز، از غلامی تو که نوکری، در این خانه، فوق تاجوری است اگر تو جلوهنمایی به وقت دادن جان به عمر، افضل ساعات بنده، محتضری است به دهر، هر خبری هست، زیر پرچم توست اگر کسی در دیگر زند، ز بیخبری است سزد، تمام بخوانم نماز، در حرمت که حائر توأم، ای شاه! خانه پدری است ز عمر نوح فزونتر دهند اگر کس را به هرزه میرود، ار بیغم رخت، سپری است هزار سال ز سر دادنت گذشت و فلک هنوز هم به عزای تو، گرم نوحه گری است صف جزا، نفسی، خنده از لبش نرود رحیق آنکه دمی در غم حسین گریست ****** شاعر: علیرضا قاسمی ******
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد