نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هر خدمتی که کردم بیمزد بود و منّت یا رب مباد کس را مخدوم بیعنایت رندان تشنهلب را آبی نمیدهد کس گویا ولیشناسان رفتند از این ولایت در زلف چون کمندش ای دل مپیچان جان سرها بریده بیجرم و بیجنایت همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی نه تو مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را تو زهد و پارسایی منو عاشقی و مستی کیمیاییست عجب تعزیهداریِ حسین! که نباید زِ کسی منّت اکسیر کشید **** من ایرانم و تو عراقی، چه فراقی چه فراقی بگیر از دلم یه سراغی، چه فراقی چه فراقی دوری و دوستی سرم نمیشه و هیچ کجا واسم حرم نمیشه و از تو دورم باورم نمیشه و دارم میمیرم کربلا واسم ضروریه حسین اربعین اوضاعم چه جوریه حسین من حرم لازمم دلم تنگ است روزگارم ببین بههم خورده است تو عراقی و من ایرانم سرنوشت این چنین رقم خورده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد