
کیمیای من، مقتدای من به فدای تو پسرای من بذار برن که شور عشقی تو سینهشونه شهید نشن شرمندگیش واسه من میمونه (بذار فدایی بشن)۲ میریزم هستیمو به پای اکبر دو تا گلای من فدای اصغر ببخش که خواهرت نداره بیشتر ای جانم غریب کربلا اباعبدالله... تو که سالاری، چرا غم داری؟ مگه من مُردم مگه بییاری؟ نبینمت که بیقراری عزیزِ مادر تموم زندگیم فدای سرت برادر (غمت نباشه حسین)۲ گره میافته از غمت تو کارم مگه به غیر تو کسی رو دارم بده اجازه سر به پات میذارم ای جانم غریب کربلا اباعبدالله... نور خورشیدم تویی امیدم برای دردات جونمم میدم لباس رزم میپوشن و دور تو میگردن الهی که شهید شن و دیگه برنگردن میخوام بشن روسفید قبول کن این هدیهها رو از من فدا سرت اگه که بیسر میشن خدارو شکر برای تو جون میدن غریب کربلا اباعبدالله...