نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کیستم من فاطمه محبوبه ی جان آفرینم جنت الاعلای قرب رحمه للعالمینم لیله القدری که کس غیر از خدا قدرش نداند معنی انا فتحنای امیر المومنینم مادر پیغمبران از شخص آدم تا محمد بانوی ملک خدا در آسمانها و زمینم از ازل پیشانی توحید را بودم ستاره تا ابد انگشتر ختم رسالت را نگینم ذا ت حق کرده اراده تا که باشد یک حسینش ورنه ریزد در صف محشر حسین از آستینم آن جناب مریم عَذرا و این یکتا مسیحش این من و این یازده عیسای عیسی آفرینم راستی رکن همه ارکان عالم کیست، حیدر در حقیقت من همان رکن امام راستینم این عجب نبود چو پا در عرصهی محشر گذارم عفو جوشد از یسار و عفو آید از یمینم سجده و والشمس و والیل و دخان و عادیاتم کوثر و تطهیر و قدر و فجر و نور و یا و سینم هم به سیرت مصطفی فرموده در شانم فداها هم به صورت گفته صورت آفرینم، آفرینم در حقیقت عبد حق خوانده سپس گویید مدحم گرچه فوق مدح خلق اولین و آخرینم گاه میخوانند حورم گاه میگویند انسان هرچه باشم بهتر از آن هرچه هستم فوق اینم عصمتم، زهدم، عفافم، کعبه ام، رکنم، طوافم باب نفس مطمئنه، قلب تقوا، جان دینم ای عجب گر چشم حق در من ببیند روی حق را نیستم هرگز خدا، اما خدا را جانشینم مرتضی در من خدا را دید با چشم خدایی من خدا را دیده ام هرگاه حیدر را ببینم شب که همچون کوکب دُرّی جمالم میدرخشد تا فلک انوار ثارالله خیزد از جبینم هم نبوت را یگانه چشمهی عین الحیاتم هم ولایت را فروزان آیت حق الیقینم بهترین سادات عالم چهار بانوی بهشتی من میان چهار سادات بهشتی برترینم ایستادم روی پا چون کوه بر حفظ ولایت سیل اگر سیلی زند آن نیستم کز پا نشینم بسته دست حق زمام آسمان را در کمندم کور دل دشمن که پشت در ستاده در کمینم این حمایت از علی این ضربه های سخت دشمن آن شرار آتش و این خطبه های آتشینم با وجود آن که در راه علی اول شهیدم پیشتر از من فدا گردید طفل نازنینم یک مدینه دشمن و یک خانه ی آتش گرفته کس نبود آنجا به جز دیوار و در یار و معینم من که پیغمبر فداها گفت در حقم همانا اولین یار فداکار امیرالمومینم دست دادم لیک بند از دست مولایم گشودم تا بدانند اهل عالم حامی حبل المتینم من شدم نقش زمین بردند مولا را به مسجد آه یا رب تا قیامت از امامم شرمگینم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد