نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دو قطره اشکِ خجالت، هزار کوه گناه کرامتی که همین است جنس بازارم تو و رفاقتِ با من حیف از تو من و محبت تو خواب یا که بیدارم؟ به حشر هم که برانی مرا ز خویش هنوز از اینکه نام تو بردم به تو بدهکارم پُر از توام به تهی دستی ام نگاه نکن مگو که هیچ ندارم ببین تو را دارم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد