نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

صبحگاهان كه دختر خورشید می نهد سر به شانه ی دریا روی آبی و سبز این صفحه می نویسد به خطّ زر زهرا گل محراب و میوه ی معراج ماه تابان لیله الاسرا آب گیرم نبود مهریه ات مهر تو چیست؟ آب، آبِ بقا لنگر كِشتی نجات بشر محور اهل بیت و آل عبا بانوی با شكوه رستاخیز مادر كربلا و عاشورا می سراید مرام و نامت را جوشش خون سیدالشهدا همه هفت آسمان به فرمانت كه نگفتی به حق تعالی "لا" چه نیازت به نخل و چاه فدك ای به دست تو كوثر و طوبی آنكه حق تو را به غارت برد چه جوابی دهد به روز جزا چه كند با كریمه ی تطهیر با كرامات "آت ذالقربی" چه كند با صراحت ثقلین چه كند با وصیت طاها چه كسی خواست شاهد از جابر چون طلب كرد حق خود زان ها چه گناهی بزرگ تر از این كه ببندند افترا به شما چه گناهی بزرگ تر از این كه شهود از تو خواستند اعدا یكی از شاهدان تو حیدر دو دگر امّ ایمن و اسما نصّ قرآن گواه دیگر توست پای حكم تو می زند امضا كه دهد ارث بر پسر داوود كه برد ارث از پدر یحیی سیلیِ خطبه ی تو كوبنده تیغ نطق تو ذوالفقار آسا شده آن روز دست دشمن رو شده آن گاه مشت دشمن وا كه نمودی به منطق قرآن چهره ی دشمن شوم را افشا احتجاجت به خطبه های فدك خصم را كرده تا ابد رسوا من كه یك بیت هم نمی گفتم شدم از لطف تو قصیده سرا صله ی شعر من تبسم توست چه شكوهی ست آرزوی مرا كاش می شد بخوانمت مادر السلام علیك یا اُما دل به مقتل نمی دهم چه كنم وقت تجدید مطلع است این جا قدر و كوثر دو مطلع "انّا" به مقام بلند تو ایما ای تو مستوره ی "و ما ادراك" حرمت آیه های "انزلنا" یاد آن پیر بی نظیر بخیر كه چنین گفت مدح تو با ما بعد احمد كه منقطع گردید سایه ی وحی از سر دنیا جبرئیل از سپهر می آمد به تسلّای خاطرت زهرا ای كه با خط و خون و خطبه ی خود گفتی ای خلق بی خبر ز خدا نیست غیر از علی مرا سرور نیست غیر از علی مرا مولا بی علی مصحف نبی پرپر اوست شیرازه ی كتاب خدا نقطه ی تحت باء بسملِ اوست بی علی كس نگفته "بسم الله" هست در لوح قادر ازلی دین بی مرتضی علی، ابدا می دهم جان و می خرم جانش سود من حیدر است زین سودا بزنیدم به جرم عشق علی بكُشیدم به خاطر مولا كاش زهرا هزار محسن داشت تا فدای علی كند همه را بازویم را شكسته اید چه غم تازه رونق گرفته دست دعا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد