
کوفه پره از درده کوچههاش تاریک و سرده اونم برا مرد وگرنه اون زنی که اسیره از غم میمیره۲ من زمین خوردم میدونم که لگد بیهوا خوردن چیه (من سیلی خوردم بخدا میدونم که زجر ابنِ قِیس کیه) ۲ (من نابینا شدم از ضربهی زجر خدا دیگه به داد دختر تو برسه نیا تو رو جانِ رقیهات، حسین برگرد این آخرین کلام منِ بیکسه) ۲ (کوفه میا حسین جان ، کوفه وفا ندارد۲ کوفیِ بیمُرُوَّت شرم و حیا ندارد...)