
کَرَم میریزه از نامت، حسن حسن شدم خرابِ مرامِت، حسن حسن جملرو بهم ریخته شیرِ حیدر یه لشکرِ اسیرِ دامِ، حسن حسن مایهیِ افتخارِ زهرائه آینهی سرتا پایِ حیدر همه دیدن میونه میدون شده تکرار دوباره خیبر ضعفش عِلَلِ قتل فتنهی جَملِ تیغِ مجتبی عجلِ تو میدونه، این یکه سوار اومده درآرِ دَمار تا رسیده ناقه سوار، سرگردونه یا حسن یا مُعضُ الاولیاء یا حسن یا مُعضُ الاولیاء جَنم میریزه از چشماش، حسن حسن ریخته سرابِ زیرِ پاش، حسن حسن جلو چشمایِ حیدر رفته میدون شده تجلی باباش، حسن حسن آقام از معرکه گذشت و به زمین خورده لشکر رذل بازم بتاز وسطِ میدون استادِ رزمیِ ابالفضل رفته یه تنه لشکرو بهم بزنه اومدین این همه، حسنِ؟ یا باباشه شاهِ دوسرا، شیرِ پیشهی لافتی نبضِ کُلِ عرض و سماء تو دستاشه زینب عفیفهایست که در راهِ عفتش عباس میدهد نخِ معجر نمیدهد