
(کاش لحظههای آخرم رو زانوی آقا بمیرم)۲ بگم سلام الله علیک من روبه کربلا بمیرم گفتم بهت فرقی نداره توو جوونی یا که پیری توی سرازیری بابالقبله جونم رو بگیری پیدات کنم با خودت مناجات کنم هی فقط تماشات کنم ای حسین جان تعظیم کنم گنبدت رو ترسیم کنم بعد جونمو تقدیم کنم ای حسین جان تابوتمو بردارید و روضه علی اکبر بخونید یه ذره خاک کربلا روی جنازم بتکونید دستش تو دست دخترش میاد سر قبرم میدونم مثل رسول تُرک منم باید آقام گلدی بخونم ای بی کفن بیا شب دفن من به نوکرت سر بزن ای حسین جان تنهام نذار پاتو رو چشمام بذار دخترت رو همرات بیار ای حسین جان صل علی مظلوم من آبت ندادن رفتی از حال پیراهنت رو دستمه دستم گرفته بوی گودال شمر تنت رو پا که زد دیدم چه دردی روبرومه آستینشو بالا که زد گفتم حسین کارش تمومه سر منم داد کشید تیغشو جلاد کشید روبروم ایستاد کشید آخ بمیرم دیر برید، آخ یه دل سیر برید تا من بشم پیر برید با دوازده تکبیر برید آخ بمیرم صل علی عطشان من زخم لبت یادم میمونه نفس نمونده جان من زینب بخواد روضه بخونه از دور با زخم تنت گفتم دیگه بی سر نمیشی هرچی به هم میچینمت از این مرتب تر نمیشی بی سر شدی هر لحظه کمتر شدی اندازهی اصغر شدی صد تکه پیکر شدی آخ بمیرم خیلی اذیت شدی تو سخت راحت شدی