پدر علی باشه پسرم میشه حسن میشه عجب شیری تُو نبردِ تنبهتن رسیده وقتی که بزنه صدا علی: حسن برو قلب فتنه رو بههم بزن پرچمش بالاتر از افلاکه پسر علیه پس بیباکه با کوچکترین اشارش نعشِ شتر سرخ جمل رُو خاکه جوونِ علیه، پهلوونِ علیه خونی که تُو رگاش میجوشه خونِ علیه عیارِ علیه، ذوالفقارِ علیه هزار ماشاءالله صاحب وقارِ علیه حسن، جانم حسن ... قَدَر علی باشه قدرتش میشه حسن میشه تُو هر مبحث استاد علم و فن خیلی عجیبه با این هیبت و وقار باهاش درافتاده تُو جمل یه پیرِزن همتون برید عقب این شیره رُو بهروش هر کی بیاد میمیره با هنرنماییهاش تُو میدون انتقام مادر و میگیره امامِ حسینه، التیامِ حسینه حسن دلیل محکم قیامِ حسینه پناهِ حسینه، تکیهگاهِ حسینه گل پسرش دلاور سپاهِ حسینه حسن، جانم حسن ...