
اباعبدالله... (رعد و برقه یا داره شمشیر میکِشه حسن) ۲ داره میلرزه زمین تکبیر میکِشه حسن اینجا جنگ جمله یا تکرار خیبره حیدر رو دوباره به تصویر میکِشه حسن تُو دل معرکه معنی اقتدارو ببین هیبت ذوالفقارو ببین ترس شترسوارو ببین مِیمَنه مِیسَره تُو دست قدرت حسنه مات ابهت حسنه حرف شجاعت حسنه (جَمل رو ببینی، تُو خطر افتاده) ۲ زن فتنهگر تُو، دردسر افتاده خودِ طلحه میگفت، که تمومه کارش با اولاد حیدر، هرکی درافتاده ***** شیر بیشهی علی طوفان کرده یکتنه ترس و دلهره چقدر توی قلب دشمنه عزرائیل از نفس افتاد و با خودش میگفت شمشیر حسن چه با سرعت ضربه میزنه وقتی که پشت هم کشتهها رو قطار میکنه زُبِیر هم استتار میکنه طلحه داره فرار میکنه فاتح معرکه وارث ارشد علیه آینهی تمامقد علیه شیر زبونزد علیه (سپاهو به هم زد، فاتح پیکاره) ۲ حسن افتخارِ، حیدر کرّاره شتر با سوارش نقش زمین میشه تُو میدون حسن تا، تیغشو برداره حسن مولا...
طاها خلعتبریعالییییی
محمد امین طحانبه به کیف کردم من ۳ سال شده که فقط دارم مداحی شمارو گوش مدهم