نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ما از دَمِ مسیح شنیدیم چنین سخن صد مرده زنده میشود از ذکر یا حسن حسن... ***** غضب میکنه سپهسالار جمل به دستور حضرت شاهِ لَم یَزَل سر هر زبونی افتاده این مثل ور افتاده کسی که با یَلِ علی درافتاده به ضربُ الاجلی کلی سر افتاده ببین شترسوار تو خطر افتاده علمدار لشکر عقیله، جنگآوره دل از بابا میبره، همه میگن یکسره جمل نیست که خیبره، حسن انگار حیدره حسن... **** حریف یه لشکره شاگرد علی نَهیب میزنه با اون تیغ صیقلی علی دم به دم میگه بَه بَه چه یلی چه بی باکه، تو جنگ تن به تن خیلی خطرناکه تو رزمِ با حسن کسی که ناپاکه سرش تو آسمون، تنش روی خاکه به هر دینی عالمه، به هر حکمی حاکمه به میدون بیواهمه یلِ حیدر عازمه با ذکر یا فاطمه میده جنگو خاتمه حسن جانم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد