نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وقت آن شد که سخن با دل دیوانه کنم خویشتن را به جنون شهره و افسانه کنم *** وقت آن شد که کنم مرثیهخوانی حسین رخنه زین غم به دل عاقل و فرزانه کنم *** بهر یک جرعه آبی که بنوشند نبود رخنه زین غم به دل عاقل و فرزانه کنم *** بحر یک جرعه آبی که بنوشند و نبود خون دل در عوض آب به پیمانه کنم *** چون که بیخانه و کاشانه شدند آل رسول کی دگر روی سوی خانه و کاشانه کنم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد