نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میرسد از راه کعبه کاروانی کوفیان آماده بهر میهِمانی ساربان آهستهتر ران این زمین باشد خدایی حاجی زینب در اینجا میشود کربوبلایی *** قلب زینب کنج محمل لرزه افتاد تا نگاهش بر سپاه نیزه افتاد این چهسان مهماننوازی باشد ای جان برادر یا حسین ما را ببر با خود مدینه جان مادر *** کودکی بر پای مادر غرق خواب است این علی اصغر و آن هم رباب است میکشد دست نوازش بر سر و بر روی و مویش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد