نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نه اینکه از تو سرودن لیاقت من نیست زبان کیست که در وصف نور الکن نیست؟ اگر وجود تویی ما عدم پی عدمیم وگر که شعر تویی کار ما سرودن نیست اگر تو جلوه کنی در محاق میمیریم که در وضوح تو خورشید هم مبرهن نیست و مرد در دل تاریخ سیزده تن هست زنی چنین که تویی جز تو هیچ کس زن نیست تویی همان که برای علی چنان کوهی که با وجود تو محتاج هیچ جوشن نیست خودت از اهل زمین دل بریدی و رفتی وگرنه کشتن تو در توان دشمن نیست که گفته است که پنهان شدست مدفن تو؟ تو نور مطلقی و چشم اهل دیدن نیست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد