ندیدم شهی در دل آرایی تو

ندیدم شهی در دل آرایی تو

[ محمد ابراهیمی اصل ]
ندیدم شَهی در دل‌آرایی تو
به قربان اخلاق مولایی تو

تو خورشیدی و ذره‌پرورترینی
فدای سجایای اخلاقی تو

نداری به کویت زِ من بی‌نواتر
ندیدم کریمی به طاهایی تو

نداری گدایی به رسوایی من
ندیدم نگاری به زیبایی تو

نداری مریضی به بد‌حالی من
ندیدم دَمی چون مسیحایی تو

نداری غلامی به تنهایی من
ندیدم غریبی به تنهایی تو

امید غریبان تنها کجایی؟
چراغ سر قبر زهرا کجایی؟

*******

خدا جلوه دارد به پیشانی تو
فدای مناجات پنهانی تو

شب روشن کوچه‌های مدینه‌اس
پر از ریسه‌های چراغانی تو

به لب آوَرَد جان داوودها را
نوای تو اَلحان قرآنی تو

تو بر کوهسار معارف نشستی
زمین تشنه‌ی دست بارانی تو

حسینیه‌ای سفره‌دار حسینی
که هر شب بُوَد شام مهمانی با تو

فراوانی از تو، سلیمانی از تو
مسلمانی از تو ادب‌دانی از تو

دعاهای روحانی از تو
به کعبه رجزخوانی از تو

احادیث طوفانی از تو
روایات نورانی از تو

عنایات سبحانی از تو
نفس‌های رحمانی از تو

و سلمانی از تو
علی‌گویی از تو

علی‌خوانی از تو
دل ما و دربار سلطانی از تو

چه خوش سرفرازی چه خوش سر به زیری
امیری حسینٌ و نعم‌الامیری

طلوع شکوهت بدایت ندارد
کَرَم‌خانه‌ی تو نهایت ندارد

به جایی که یوسف دریده گریبان
دل ما نیازی به غارت ندارد

از این محشری که به‌پا کرده پیداست
که رنگی به پیشت قیامت ندارد

به چشم تو غیرت به تیغ تو صولت
به نامت صلابت به دامن سخاوت

به بازوت قدرت به پای تو همت
به دستت کرامت پُری از رشادت

شهادت سعادت بصیرت مَحابت
فُتُوَّت مُرُوَّت به میدان مسلط

رجزها مصمم
که از برق چشمت همه غرق حیرت

تو از آل عصمت تو از بیت عترت
تو قامت قیامت علی در هدایت

علی در عنایت علی در قداست
علی در مهارت

و نادِ علی دارد از تو حکایت
بدون تو عطری ندارد محبت

چنان سرفرازی چنان سر به زیری
امیری حسینٌ و نعم الامیری

زِ تیغت سپاهی دلاور بریزد
زِ تو یال و کوپال کافر بریزد

میان زمستان هم از دیدن تو
عرق از سر و روی لشگر بریزد

علی هستی و گر علی را بخوانی
فقط در نه! که دیوار خیبر بریزد

از این هیبت چشم‌هایت بکاهو
نگاهی نما و ترس قنبر بریزد

علی گفت هنگام صِفین برگرد
ز خشمت دل شیرِ اَشتر بریزد

اگر پر بریزد مُکَرَّر بریزد
نه پَر، سر بریزد، سراسر بریزد
ستمگر بریزد، به هم اول آخر بریزد

به گاهی سپاهی چو کاهی به راهی
زِ شاهی چو حیدر بریزد

عجب سرفرازی عجب سر به زیری
امیری حسینٌ و نعم‌الامیری

من از جنس شب‌های پر التهابم
که در بند گیسوی پر پیچ و تابم

اگر بر حریم حرم مُستَجیرم
فقط با نگاه شما مستجابم

من از لطف باب‌الحوائج همین بس
بگو با تو باشد حساب و کتابم

دعا کن حرم آیمو برنگردم
که این عشق کرده است خانه‌خرابم

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح محمد ابراهیمی اصل مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

محبوب ترین‌های محمد ابراهیمی اصل

نظرات