نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نام ما را بنویسید به ایوان نجف نشد از نام سگ کهف، کتاب آلوده گر شود کافهی مردم به حساب آلوده قهوهی چشم تو فالیست به خواب آلوده زودتر میشکند توبهی خشک از آن روی سر سجّاده کنم لب به شراب آلوده زیر سنگ است به عشق تو علی جان دستم کآه عقیق یمنی شد به رکاب آلوده دامن عصمتم از گَرد عبادت پاک است نشود بندهی حیدر به ثواب آلوده معنی از خیر گذشتن به درش بگذر باز حیف از آن لب که بگردد به عتاب آلوده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد