
میپرم گرد کوی و بام حسین تا بیفتم منم به دام حسین با تواضع و دست بر سینه رو به قبله، به احترام حسین السلام علیک یا عطشان تشنهام تشنهی سلام حسین سند بندگیم را مادر روز اول زده بهنام حسین پدرم بین سجدهی شکرش خواست تا که شوم غلام حسین کاش تا پیریام همین باشد من و عشق علی الدوام حسین من و یک عمر نوکری کردن سایهی لطف مستدام حسین هر کسی جملهای تمام شود میبَرد بهره از مرام حسین من کیام، خانهزادِ این درگاه ریزهخواری از طعام حسین قد کشیدم ولی نبردم پِی یه سر سوزن از مقام حسین زیر بار ستم، نباید رفت سرفرازی شده پیام حسین ذوالفقار است در کف مردی که میآید به انتقام حسین یابن الحسن... شفای سینهی زهرا