نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مگه بی دعوت اومدم که از خونَت برم آخه تو جونمی چه جوری از تو بگذرم من با همه امام حسینیا برادرم اگه برات نبضم میزنه این حسینی شدن من هم از کَرَم حسنه نذر غمت جوونیه منه اشکام میشه مرهم، رو زخم تن تو من خسته نمیشم از، دوست داشتن تو آرزومه که عاقبت به خیر تو بشم یکی شبیه عابِسو زُهیر تو بشم نمیخوام عاشق کسی به غیر تو بشم اگه برات سینه میزنم علتش اینه میخوام بشه وقف غمت بدنم مدال عشق تو روی تنم سینم فدای کهنه پیراهن تو من خسته نمیشم از دوست داشتن تو حسین حسین، حسین حسین سلام من به خشکی لبای اصغرت به آخرین اذان گریهدارِ اکبرت به نمازی که دست بسته خونده خواهرت وقتی برات چشمام میباره خدا اشک چشای دخترتو به یادم میاره غربت تو تمومی نداره از بچگی بودم من سینه زن تو من خسته نمیشم از دوست داشتن تو ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد