نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

منم شیرِ اُمُّالبنین منم یار و سرباز دین منم یاورِ دختر امیرالمؤمنین منم بیقرارِ حسین منم پای کارِ حسین منم چهرهی ماندگار در کنار حسین من اباالفضل یَلِ حیدرِ کرّار منم الگوی مردانگی و جرئت و ایثار سپهدار، وفادار، جهانگیر، جهاندار همیشه نفر اولِ هر صحنهی دشوار منم قاتلِ کفّار عدو گفت تو در معرکهای یا که علی رفته به پیکار؟ به والله که عباس شدن را تو سزاوار من هستم همهجا یارِ حسین و همهجا دیدهیِ بیدار همین است، همین است، همین است همین مکتبِ عباسِ علمدار من ابوفاضلم، زادهی اُمُّالبنینم عشقِ شاهِ ولایت، امیرالمؤمنینم دست من از تن، اگر جدا شد زنده و جاوید، دین خدا شد اَنا ابوفاضل، شِبلِ حیدر... **** سلام یَابنَ خَیرُ البَشَر سلام باجَنَم، باجگر سلام اسد ابنِ اسد، قمر ابن قمر سلام عشق بیانتها سلام باصفا، باوفا سلام شیرِ شورآفرین، حیدرِ کربلا تو به جانها نفسی خون به رگی، نبضِ زمانی خدا را تو نشانی، زبان را تو بیانی به دلها ضربانی، به جانها هیجانی به هر خستهی پَر بسته توانی به هر نامهی اعمال گنهکار تویی که بهخدا خطّ امانی تو هر کس که فراریست سوی خود بکشانی تو ما را زِ همه غصّه و غمها برهانی تو با شور تکان دادنِ پرچم غبار از دل زائر بتکانی همین است، همین است، همین است همین مکتبِ عباسِ علمدار من ابوفاضلم، ساقیِ کربُبلایم میرسد از کنار فرات شور صدایم من پای مولا جان میسپارم از دشمن دین ترسی ندارم اَنا ابوفاضل، شِبلِ حیدر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد