
مَحمل شده منبر زینب یادآور حیدره زینب میپاشه نقشههای شوم یزید بانو زِ حقائق پرده درید الحق که ثانیِ مادره زینب خطبههاش مثل خطبهی فدکیه همه موندن مات خب مگه الکیه دخترِ مولاست رنج این راهو این چنین معنا کرد ما رَأیتُ دشمنو رسوا کرد دختر مولاست، دختر مولاست زینب زینب زینب زینب تن سرداران یزید میلرزه دست و پای شمر پلید میلرزه با خطابههای بیبی کوفیان اِبنِ مرجانه مثل بید میلرزه ای قبلهی آسمان زینب ای کعبهی قدسیان زینب جانم به خطبهی زینالعابدین از توی ماجرا عزّت رو ببین این وعدهی خداست جاودان زینب چه دلیرانه نعره زد جانانه اُسکُتوا میگه چه هنرمندانه، زینبکبری حضّار مجلس همگی مبهوتِ شوکت و جاه و غیرت و جبروتِ زینبکبری زینب زینب زینب زینب