نظرات
1 نظر ثبت شده

سیدرضا ریاضی کاربر
💚💚💚💚💚💚💚
۱۹ خرداد ۱۴۰۴

فردای قیامت از تو مزدی نمیخوام برا گریهزاریام، برا سینهزنیام انجام وظیفه کردم آقا لبخند رضایت تو کافیه برام تا که از روح و تنم دربِره خستگیهام ای دور سرت بگردم آقا یه لحظه دیدنت به یک عمر دویدن میارزه میبینی حتی با تصوّرش دلم میلرزه میلی به اون بهشتی که ازش میگن ندارم فقط تماشای تو واسه من بهشت محضه با نگاه، با سکوت دوست داریم فقط بشینیم روبهروت حتی تو محشرم ضَجّه میزنیم برا زخمِ گلوت فردای قیامت من و سقّای حرم موجِ دریا کَرَم، شاهپَرای رو عَلم آخ چه صحنه و چه محشریه از برزخ و محشرم همینقَدَر بگم آره جَمعه خاطرم، چون که اینه باورم هم کارهش عباس ابنِ علیه تمومِ عالَم یک طرف، من و نگاه عباس از وقتی که یادم میاد لطفشو کردم احساس هر پرچمی عَلم بشه، یه روز زمین میافته اِلّا لوای این آقا که تا همیشه بالاست دلربا، مَهجبین من فدات شم پسرِ اُمُّالبنین من زمین خوردتم، نور چشمای امیرالمؤمنین بیقرارم، بیقرارم، بیقرارم هروله و شور و شِینو دوست دارم خیلی بینالحرمینو دوست دارم نوکری برا حسینو دوست دارم ای نگارم، ای نگارم، ای نگارم قمرِ روی زمینو دوست دارم تک یل اُمُّالبَنینو دوست دارم من امیرالمؤمنینو دوست دارم بیقرارم، بیقرارم، بیقرارم من حسینو دوست دارم بیقرارم، بیقرارم، بیقرارم زنجیر زلف نگارو دوست دارم مستیِ سینهزنا رو دوست دارم ای نگارم، ای نگارم، ای نگارم آره آخرین حُجج را دوست دارم رضا ثامنالحجج را دوست دارم منتظرهای فرج را دوست دارم
1 نظر ثبت شده

💚💚💚💚💚💚💚