نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غمِ کهنهی در گلویم حسین است دم و بازدم، های و هویم حسین است اگر چشم من آبروی مرا ریخت چه غم بعد از این آبرویم حسین است به دنبال نامی بجز عشقم اما سرانجام هر جستجویم حسین است به سجاده گفتم که مایل بیفتد که از این سحر سمت و سویم حسین است من آن عرش ایوان کربُبلایم که هر جا رَوَم، روبرویم حسین است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد