نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غرورم لِه شده مثل بدنت همه چی رو بردن با پیروهنت سرمو شکستن مثل سرِ تو همون طوری که تو رو زدنت چوب محمل و سرِ من، چوب نیزه و سرِ تو از تو قتلگاه میرسه نالههای مادرِ تو آتیش خیمهها از معجرم گذشت از حال من نپرس آب از سرم گذشت داغت آتیش زده روی جگرم کجایی که تا شده کمرم توی دل صحرا تک و تنها آخه یتیماتو کجا ببَرم رفتی و ندیدی چی شد مَحرمی نمونده برام تکیهگاهم اما حسین بَدجوری میلرزه پاهام جا مونده دخترت از پشت قافله من گریه میکنم میخنده حرمله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد