نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای عمّهی سادات من برات بمیرم از داغ تو ماتم میگیرم فدای تو تویی ناموس کبریا تویی بانوی کربلا روحی نفسی لک الفداه فدای تو، تو که ماتم کشیدهای تو که سرو خمیدهای تو که قطعاً شهیدهای کیه که ندونه همیشه میمونه دین و آئین و قرآن زیر دینه وجودت وجودش، نبودی نبودش یدونه گریه کن واسه حسینت وای... داری میری کمکم باقدِّ خمیده صبر تو بانو سر رسیده یه سالو نیم روضه خونی و سینهزن واسهی عشق بیکفن تو با اون کهنه پیرهن یه سالو نیم تو فقط اشک و نالهای داغ یک باغ لالهای عزادار سه سالهای دمای آخرت پیش چشم ترت خاطراتی میاد واست عذابه امون از دل تو شده قاتل تو که جامونده رقیّه تو خرابه وای... حسین... اون که تو رو کشته، غصههای شامه اون غصهی بزم شرابه تو که دیدی قامتای کمونی رو روبه روت راس خونی رو لبای خیزرونی رو چی کشیدی با روی نیلی و کبود جایی که محرمی نبود شنیدی طعنه از یهود دیگه داری میری حالا دم میگیری بیا که خواهر تو خیلی تنهاست ای پناه حرم، سایهی رو سرم برای دیدنت بیتابم عباس وای...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد