نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زینبم قافلهسالارِ حسین ابن علی منصبم علّتِ مانایی این مکتبم صبح و مساء نام حسین است به روی لبم جان و دل حیدرم درس علیدوستی آموختم از مادرم دستِ حرامی ز پَرِ چادر من دور باد رکنِ حجاب است نخ مَعجرم مانده حسینم تک و تنها ولی بار غمش به سرِ دوشِ خود میبَرم یار شدم در حرم حیدر کرّار شدم در حرم فاطمه انگار شدم در حرم زار شدم در حرم مرثیهخوانِ در و دیوار شدم در حرم آه خدای حسین این دو گُلِ من به فدای حسین سهمیهی کربوبلای حسین کاش سرِ من برود بر سرِ آن نیزه به جای حسین قسمتِ طفلانِ من امروز دو تا نیزه شد باقی این نیزهها مانده برای حسین آنکه پَرش سوخت، پَرش میدهند نور به چشمانِ تَرش میدهند از همه عالَم خبرش میدهند هر که در این بزم مقرّبتر است جام بلا بیشترش میدهند ***** پیامِ کربلا زینب سلامُ الله علیٰ زینب و ما ادراکَ ما زینب و ما زینب تمامِ گریهها زینب گریزِ روضه یا زینب کجا بزم حرامیها کجا زینب؟! حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد