نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عطش آتش جان شده رباب پریشان شده شده ذکر طفلان کجایی عمو جان ای موسی بینداز بر دریا عصایت ای فرزند حیدر شد وقت حقایت دلبر من یا حرمِ عباس علمدار حرمِ تربته شفاء حسین ساکن کربلا حسین ببین بور ام البنین مرا هم زدی بر زمین که بعد از تو آهم سوی قتلگاهم افتاده به خاکم پای پیکر تو مشک آب و اشکم فدای سر تو تربته شفاء حسین ساکن کربلا حسین رسیدم به غمخانه ات دلم گشته هم خانه ات به جوش و خروشم علم روی دوشم ای نامت برابر با آیات قرآن دستم را گرفتی تا گفتم حسین جان تربته شفاء حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد