
عزیزِ جوادُالاَئمه سلام گلِ فاطمه یاعلیَالنَّقی تویی که به من راهو میدی نشون بخون جامِعه تا کنم عاشقی چقدر نااُمیدو تو دادی اُمید چقدر بینوارو تو دادی نجات تویی چارهی درد بیچارهها میشه مُرده زنده توی روضهها به یاریِ مردم نداری نیاز به جای همه یارِ تو هست خدا علی رو مگه میشه تَبعید کرد نجف رو آوردی توی سامرا تورو پیر کردن تو بَزمِ شراب بمیرم بمیرم بمیرم برات فقط گریه اینجا برات مَرهَمه بریز اشکِخون از غمِ عمّههات (مظلوم، امامِهادی امامِهادی امامِهادی) ۴