نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(صبح و مساء گریه میکنی با مصیبتهای جدّ غریبت برا ظهورت دعا میکنم تو روضههای جدّ غریبت)2 کار مادرت گریه و آهه جدّ غریبت دیده به راهه گریونی دائم فقط برای اون بدنی که تو قتلگاهه حاجَرَکَالله امام زمان، بقیةالله امام زمان.... با مدد از مادر تو زهرا پیرهن سیامو بازم میپوشم خدا میدونه غمت رو آقا به هر دو عالم نمیفروشم زندگی من نذر روضههاست آرزوی من شهر کربلاست خوشا به حال مجاورین زائر حسین زائر خدا ابن الزهرا یا ثارالله.... بوی جدایی میاد از اینجا آشوبه قلبم دلنگرونم کاشکی دوباره بریم مدینه نمونده اینجا رمق به جونم حال دل من خیلی خرابه نفس کشیدن برام عذابه از وقتی اینجا رسیدی داداش شادی برا من دیگه سرابه سالار زینب، سالار زینب.... ترسو ببین توی چهرههای این بچّههای حرم برادر واسهی چی اومده تو صحرا مقابل ما اینهمه لشگر؟ شده وجودم پر از بهانه رقیّهی تو دلنگرانه الهی اون روز نیاد ببینم عنان تو دست شمر و سنانه سالار زینب، سالار زینب.... خدا میدونه فقط برای تو من میترسم عزیز جونم خودت میدونی یه لحظه بیتو نفس کشیدن من نمیتونم غمت برا من عذاب محضه فراق و دوری نیاد یه لحظه وقتی که یاد گودال میافتم تمام جون و تنم میلرزه سالار زینب، سالار زینب....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد