نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(رخت مشکی به تنم ارباب) 2 عمریه سینه زنم ارباب کاشکی این رخت عزای تو آخر بشه کفنم ارباب (حیِّ علی العزا بگو وقتِ عزا و ماتمه) 2 بیایید بیایید سینه زنا گریه کنا محرمه (به روی دیوار بخونید کتیبهی محتشمه) 2 دادهایم ز کف صبر و قرار آسمون بیا خون ببار غرقه اشک چشم نوکرت روزیام به دست مادرت یاابن فاطمه حسینِ من... (بوی ماتم برسد بر جان) 2 عرشیان از غم تو گریان صلَّ الله عَلَیکَ یا تشنه لب یا زبیح العطشان (ریزه خوار سفرت اومده، دست گدا و کرمت زندگیِ من بسته به توست دلم به زیر علمت) 2 آرزوم شبِ اولیه بده براتِ کرمت قلبم از غمت شد شیدا بین این دل من غوغا چشمام از غم تو زاره بارونِ چشام میباره یاابن فاطمه حسینِ من... (میشی آقا غریب و تنها) 2 میره بر نی ز سرت بالا جون میدی تو با لب تشنه با دلی خون روز عاشورا قلب تو عزیز مادرم میشه حسین زار و حزین بین کربلا برابرت ارباً اربا میشه اکبرت میبُرن سرت ز پیکرت تیر حرمله و اصغرت یاابن فاطمه حسینِ من... لبهای من داره میخونه بین کوفه خدا میدونه شد سفیرت بی کس و تنها لب شمشیر تشنهی خونه میگم به خواهش با دعا کوفه میا کوفه میا حق مهمونو کردن ادا کوفه میا کوفه میا میخونم ز زیر دست و پا کوفه میا کوفه میا مسلمت شده خسته و زار بین کوفه هم بی کس و یار عشقت آخرش حسین ببین این سرم کشید به روی دار یاابن فاطمه کوفه میا... شهر کوفه شهرِ صد رنگ شهر حیله شهر نیرنگ شمشیر و تیر و سنان ای وای بین دستِ کوفیا هستند (وعدههای کوفی خبرِ خواهرِ آواره میداد) 2 (بین کوفه دیدم پدری وعدهی گوشواره میداد) 2 (خندههای دشمن خبرِ غارت گهواره میداد) 2 حرمله میگه سرِ تو را میبرن به روی نیزهها نقشه میکشن برای تو میبُرن سرت رو از قفا یا ابن فاطمه کوفه میا... **** باز این چه رستخیز عظیم است کز او کار جهان و خلق جهان جمله در هم است کشتی شکست خوردهی طوفان کربلا در خاک و خون فتاده به میدان کربلا بودند دیو و دد همه سیراب میمکید خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا از آبم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد