
شباي فاطميه ، شباي غربت و غمه اين شبا قد مادري، از درد و غصهها خمه با اينكه شبهاي عزاي، بيبي فاطمه است ولي بيايم كه بيشتر بسوزيم، براي غربت علي دلها غمينه، بريم مدينه اين شبا مولا، خونه نشينه آه و واويلا *** اي ياس مهربون من، اي همه ی دلخوشيام روزي يه برگت ميريزه، ببين داري ميكشيام از صحن چشمات فاطمه، يه كم برا دلم ببار حرف جدايي رو نزن، علي رو از پا در نيار اي هم زبونم، يار جوونم يادته گفتي، پيشت ميمونم آه و واويلا *** ببين دل دختركت، گرفته و در محنه نميذاره كسي به جز، تو به موهاش دست بزنه ميگه فقط مادر بايد، موي منو شونه كنه با گريه ميگه زوده زينب كاراي خونه كنه بري ستاره، هر شب ميباره زينب عروسيش، مادر نداره