شب بود و میرفتند مادر را بشویند
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن10
بازدید12.2K
شب بود و میرفتند مادر را بشویند با اشکها جان پیمبر را بشویند شب بود و گیسوی سپیدش را ندیدند با این که باید ابتدا، سر را بشویند تطهیر میشد آب در واقع چرا که با آب بی معنیست کوثر را بشویند باران ضرر دارد برای یاسِ سالم اینها چگونه یاس پرپر را بشویند گیرم که شستند و به خاکش هم سپردند فردا چگونه پهلوی در را بشویند بعد از عبور آب و دست از سمتِ بازو جای تو جا دارد که حیدر را بشویند شاعر: مهدی رحیمی ******** هر چه بار از دوش من برداشتی عاقبت تابوت خود بگذاشتی ******** (واویلا مادر، واویلا) 3 ********