
در بستر خلوت ز پا افتاده ای یا نیمه جانی هر نیمه شب دلخسته با ماه و ستاره همزبانی می سوزی می سازی، خاموشم آغازی، با اشک من همراهی شعر غم می خوانی، دربسته از لانه، آماده ی پروازی یا زهرا 5 یا فاطمه چیزی نمی گویی چرا با شوهرت از غصه هایت حالا نشستم پیش تو تا بشنوم یک دم صدایت همرنگ مهتابی، با دردم بی تابی، شب تا سحر بی خوابی دریاها طوفانی، کشتی قلب من، در امواج گردابی یا زهرا 5 یا فاطمه با آه جانسوزت مرا آتش مزن ای قد خمیده گلهای سرخ بسترت قلب مرا از هم دریده هر عشقی می میرد، خاموشی می گیرد، عشق تو نمی میرد باور کن بعد از، تو دیگری در قلبم، جایت را نمی گیرد یا زهرا 5 یا فاطمه