
سینمو سپر میکنم میگم آقام علیه عالمو خبر میکنم میگم آقام علیه حق علی مولا حق علی مولا حق علی مولا از روی تو آفتاب را ساختهاند زیبایی بیحساب را ساختهاند از بادهی چشمان پر از مستی تو انگور و شراب ناب را ساختهاند حق علی مولا حق علی مولا حق علی مولا من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشیده بار تن نتوانم من بندهی آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر من نتوانم حق علی مولا حق علی مولا حق علی مولا یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد تا آخر روزگار میرقصی اگر پیمانهی بوتراب دستت باشد حق علی مولا حق علی مولا حق علی مولا فاش میگویم و از گفتهی خود دلشادم بندهی حیدرمو اهل علی آبادم حق عل مولا مرغ دل من کبوتر بام علیست سر مستی بی وقفهام از جام علیست عمری است به هر کوی و گذر میخوانم نامی که به رقص آوردم نام علیست حق علی مولا حق علی مولا حق علی مولا من بندهی آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم حق علی مولا حق علی مولا حق علی مولا این حضرت حیدر است ماشاالله این ساقی کوثر است ماشالله لا حول و لا قوه الا بالله این جان پیمبر است ماشالله حق علی مولا حق علی مولا حق علی مولا ای حضرت عشق حضرت سرمستی تو جان جهان و جان جانان هستی ای دست همه دست نبی دست خدا هرگز روی دست تو نیاید دستی حق علی مولا حق علی مولا حق علی مولا