نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سوخته جگرم بابا وای از کمرم بابا داد زد سر من وقتی سنگ خورد به سرم بابا زدنم اونقدر که زخمام بیحسابه، حالم خرابه داره میلرزه پاهام و روی دستام جای طنابه بین سلسله افتادهام با پای غرق آبله بیرحما، سنگینه دست حرمله محکم میزدن تنها بودمو اونا باهم میزدن ماها رو با چوب پرچم میزدن آه و واویلا، واویلا واویلا واویلا چشمام روز و شب خونه موهام نمیشه شونه جای بغلت امشب خونهم تو بیابونه زدنم وقتی فهمیدن بیپناهم، زخمام گواهن همه با هم میخندیدن به دردامون خیسه نگاهم غم بود و عذاب بردن بابا ما رو تو بزم شراب لبهای پُر خونِت، اشکای رباب من قدم خمید مثل زهرا زود شد موی من سپید دستای سردم رو سرنیزه برید آه و واویلا، واویلا واویلا واویلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد