نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از بالا نگاهم می کنی بابا ؛ من پایینم و چشام به چشماته ... دشمنت میگه با طعنه و خنده ؛ دختر حسین این سر باباته ... آروم نداره دل پر خونم ؛ پس کی منو تو بغل می گیری ... اون که سرت رو برید ، من رو زد ، آهم نداشت تو دلش تاثیری ؛ ای وای مثل ابر میشم ، توی تشویشم که میای پیشم ... ای وای می دونم بابا که همین امشب تو میای پیشم ... از بالا نگاهم می کنی بابا ؛ من پایینم و چشام به چشماته ... دشمنت میگه با طعنه و خنده ؛ دختر حسین این سر باباته ... عمه نباشه ، زنده نمی مونم ، هر جا تنم دست می ذاره داغه ... از خواب می پرم شبا ، من از وحشت هی خواب می بینم افتادم از ناقه ... هیچی نمونده برا من بابا ، نه مو نه دندون نه یه گوشواره ... اون چادری که خریدی ، بردن من موندم و این لباس پاره ... ای وای منو شام غم ، منو نامحرم ، به خدا مردم ... ای وای نبودی بابا ، من از عاشورا کتکا خوردم ... از بالا نگاهم می کنی بابا ؛ من پایینم و چشام به چشماته ... دشمنت میگه با طعنه و خنده ؛ دختر حسین این سر باباته ... با این که اسیر و خستم از دنیا ، با این که توی خرابه ها جامه ؛ هیچ کس جای من نیست توی این عالم ، من رقیه ام حسین بابامه ... تو مجلس اون بی حیای ملعون با چوب تو رو زد کشیدم فریاد؛ به خواهرم بی حیایی زل زد ، برا کنیزی نشونش می داد ... ای وای تو دلم غوغاس ، خواهرت تنهاس ، کو عمو عباس ؟ ای وای این همه آزار ، ما کجا بازار ، کو عمو عباس ؟ از بالا نگاهم می کنی بابا ؛ من پایینم و چشام به چشماته ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد