
سه شعبه اومد مستقیم میون حنجرت نشست ... حرمله کار خودشو کرد ، عصای پیریمو شکست ... با آتیش تیر سپر ، سوختی منم سوختم علی ... حالا تن کی بکنم لباسی که دوختم علی ... گریه می کردم طول اسیریمو ... ازم گرفتن بچه ی شیریمو ... ***** دیگه میخواستم فکرایی برا راه رفتنت کنم ... تازه می خواستم لباس محسنو هم تنت کنم ... نشد عزیزم ببینم یه بار غذا خوردنتو ... آرزو داشتم ببینم دندون درآوردنتو ... ببین از روی نی ، تو سر به زیریمو ... ازم گرفتن بچه ی شیریمو ...