
روی خونهای از گِل و خِشت خدا نوشت، اینجاست بهشت تو خونهی زهرا و علی گِلِ دلِ مارو سرشت نور، به آسمون، میرسه از، خونهی مولا دل، ماه رمضون، میرسه از، خشکی به دریا باز، مرادمون، میرسه از، کریم عالم میریم با اسمش، به عرش اعلیٰ با عشقِ پاکِ ، عزیزِ زهرا (روی لبا نادِعلی میاد، ایجان سیدِ اولاد علی میاد، ایجان سبز شده دامن فاطمه، ایجان صدای نوزادِ علی میاد، ایجان)۳ اومد عزیزِ مادره آب ابوتراب، خَتمی مَآب خدا داره مهمونی میده برای این، عالیجناب فصل، فصلِ خدا، فصل بهشت، فصلِ بهاره شب، شبِ دعا، شبِ نماز، شبِ قراره باز، فرشتهها، یکی یکی، خبرمیارن از آسمونه، پر از ستاره رسیده ماهی که سفره داره عرش پر از برو بیا شده، ایجان حاجت فاطمـه روا شده، ایجان فرشته ها میشن تصدقش، ایجان علیِ مرتضی بابا شده، ایجان (روی لبا نادِعلی میاد ایجان سیدِ اولاد علی میاد ایجان سبز شده دامن فاطمه ایجان صدای نوزادِ علی میاد ایجان)۳ دلایی که زهرایی شدن صدا زدن، جانم حسن به نیتِ بحریـن و یَمَـن صدا بزن، جانـم حسن این، که اولین، اِبنِ رسول، اِبنِ اِمامه هر، چی رو زمین، کرم سراست، مالِ آقامه عشق، تمام دین، رکن صلاة، روحِ مناجاتِ عینِ قنوته، اصل قیامه خوده سجوده، خوده سلامه نگاش خودِ خودِ پیمبره، ایجان رُخِش مثه ماهِ منوره، ایجان ازاولین روزی که اومده، ایجان دلِ ابالحسن رو میبره، ایجان (روی لبا نادِعلی میاد، ایجان سیدِ اولاد علی میاد، ایجان سبز شده دامن فاطمه، ایجان صدای نوزادِ علی میاد، ایجان)۳