نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رقیّه، دختر شاهیه که تا نداره رقیّه، شبیه عمّه چه باوقاره رقیّه، یادگار تیغ ذوالفقاره هر قطرهی اشکش، ضربهی کاری بود از دو لب چشمش، علقمه جاری بود (جونم به اون گریه، چه ذوالفقاری بود) ۲ توی شام و کوفه، خودش یهپا مولا بود این خانم سه سالگیِ حضرت زهرا بود با صدای گریه، کوه یزیدو کاه کرد با همون سنِّ کَمِش، منتقم بابا بود ای جان، رقیه خانوم خدای مظلوم، میخونم از تو ای جان، از اینکه هستی درو نبستی، ممنونم از تو همیشه به یاد تو هستم دخیل چادر تو دستم ***** (چون تیر حسین باشد و زینب چو کمان است) ۲ مقصود تویی، کعبه و بُتخانه بهانه است زینب ولی الله، شیرِ اسدالله چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟ آزادی یعنی تو، آزادگی یعنی تو معنی اصلی دلدادگی یعنی تو زینت بابا یعنی زینتِ اللّهی اوج عزت در اوج سادگی یعنی تو یا زینب...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد