نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
خیلی زیباست
۳۱ تیر ۱۴۰۳

(خرابه خیسِ اشکه چِشا مِیدون مَشکه) ۲ دلش غرقابِ خونه (رقيّه روضهخونه) ۲ دیگه نا نداره زانو گره افتاده تُو گیسو باز خداروشکر ندیدی چهجوری میزد به پهلو بابا نفَسم بالا، نمیاد دیگه بابا اومدی حالا، نمیخواد دیگه گریه کنی پیشِ من، وصال نزدیکه یتیم گیر آوُردنَم با تازیونه زدنَم... ***** (هنوز برات نگفتم چه حرفایی شنیدم) ۲ اصاً از وقتی رفتی (یه روزِ خوش ندیدم) ۲ خلاصه باید ببخشی اگه رنگ و روم پریده همه سیلیهای این شهر زورِشون به من رسیده بابا بیا از اینجا، بیتو بیزارم بابا میبینی از درد، شبا بیدارم بابا ببَرم دیگه، من گناه دارم ***** آی خرابه، خیلی حالَم خرابه مگه ما جامون تُو مجلس شرابه؟! صورت تو، قابل تشخیص نیست یا من چِشام تاره دیشب تُو خواب، تو منو بوسیدی نه با لبِ پاره موی سالم به سَر نداری که سرِت از راهِ دور برگشته ریخته نظم صورتت دَر هم پدرِ از تنور برگشته من که با احترام حرف زدم ساربان مهربان نبود چرا؟! ***** چه آرزوهایی، که نداشتم برات توی خرابه سرَم افتاد به پات طفلَکی انقدر اسمَمو صدا زد بمیره باباش داد زدن سرِ دختر تو فریاد زدن
1 نظر ثبت شده

خیلی زیباست