نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلی که تنگه دوباره، زیارت میخواد اِلٰهی باشه تو روزیش، زیارت زیاد نشسته تا که اِجابَت، بشه گریههاش چِشِت بِگیره گِداتو، زیارت بیاد حَرَم، حَرَم، حسین، حسین، به سینه از غَمِت میکوبَم مُحَرَما، با این نوا شکسته بغضِ هر غروبم تو این هوا، تو این حَرَم گذشته خاطراتِ خوبَم با سینه زَدَنَم، هواتو کردم شاهِ بیکَفَنَم، هواتو کردم حِس میکُنَم که پَر از یک، قفس میکِشَم از همه غیرِ اَبَالفَضل، که دست میکِشَم حسین حسین تو روضه، عبادت میشه چه نعمتیِ تو هیئت، نفس میکِشَم نگاهتو، اَزَم نگیر به غیرِ این نگاه چی دارم دلم خوشه، که روضه هست به بِیرَقِ تو سَر میزارم بزاعتم، کمه ولی دوقطره اشک بَرات میارم از تو دَم میزَنَم، هواتو کردم شاهِ بی کَفَنَم، هواتو کردم غریبیِ تو رو دیدم، به زینب رسید با دیدنِ تو به گودال، چه داغی کِشید جلوی چشمای زینب، یه خَنجَر بِبَر رسید وبا لبِ تشنه، سَرِت رو بُرید با خنجری، که کُند شده چه سخته سَر بریدنِ تو دارن سرت رو میبُرَن چیکار دارن به پیرهَنِ تو درانتظارِ زینبِ غمِ رو نیزه دیدنِ تو دیدن تنها شدی، همه کَسِ من نا پاکا زَدَنِت، مُقَدَسِ من ای کشتهی فِتاده به هامون، حسینِ من ای صِیدِ دست وپا زده در خون، حسینِ من قَتَلوکَ عَطشانا، ذَبَحوکَ عُریانا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد