
در و دیوار عالم بالا گفت سبحان ربی الاعلی همه کروبیان به سجده شکر که شده شاهکار حق پیدا پیش چشمان عرشیان بنگر ناگهان عشق میشود معنا همه حیران این همه عظمت همه مبهوت آیت عظمی میتراود ترنم یا نور از تماشای عالم بالا اینک آیات نور میبارد از بهشت برین، بر این دنیا یا محمد، مبارکت بادا بعد یک اربعین دعا و ثنا بنگر از واهب الهدایا شد بهترین هدیهها به تو اهدا آمد از ساق عرش و سقف بهشت نامی از طیف نور و رنگ خدا دختری بر تو بهتر از مادر دختری روح پیکر بابا گل محراب و میوهی معراج ماه تابان لیله الاسرا خاطرات مشاهدات نبی شود از عطر حضرتش احیا صبحگاهان که دختر خورشید مینهد سر به دامن دریا روی آبی و سبز این صفحه مینویسد به خط خوش زهرا لنگر کشتی نجات بشر محور اهل بیت و آل عبا بانوی بینظیر رستاخیز مادر کربلا و عاشورا میسراید مرام و نامت را جوشش خون سیدالشهدا آب، گیرم نبود مهریهات مهر تو چیست، آب، آب بقا همه هفت آسمان به فرمانت که نگفتی به حق تعالی چه نیازت به چاه و نخل فدک ای به دست تو کوثر و طوبی آنکه حق تو را به غارت برد حق او آتش است روز جزا که نمودی به منطق قرآن چهرهی شوم خصم را افشا قدر و کوثر دو مطلع اِنا به مقام بلند تو ایما ای تو مستورهی و ما اَدراک حرمت آیههای اَنزلنا یاد آن پیر بینظیر بخیر که چنین گفت مدح تو با ما بعد احمد که منقطع گردید سایهی وحی از سر دنیا جبرئیل از سپهر میآمد به تسلای خاطر زهرا ای که با خط و خون و خطبهی خود گفتی ای خلق بیخبر ز خدا نیست غیر از علی مرا سرور نیست غیر از علی مرا مولا بیعلی مصحف نبی پرپر اوست شیرازهی کتاب خدا نقطهی زیر باء بسمله بیعلی کسی نگفته بسم الله ای که با خط و خون و خطبهی خود گفتی ای خلق بیخبر ز خدا نیست غیر از علی مرا سرور نیست غیر از علی مرا مولا نقطهی زیر باء بسمله بیعلی کس نگفته بسم الله هست در لوح قادر ازلی دین بیمرتضی علی ابدا گفت میدهم جان و میخرم جانش سود من حیدر است از این سودا بزنیدم به جرم عشق علی بکشیدم به خاطر مولا من شکوفا شوم به عشق علی بین این شعلهها خلیل آسا صلهی شعر من ، تبسم تو چه شکوهیست آرزوی مرا کاش می شد بخوانمت مادر