
در تَبِ نامِ فاطمه، اشک شدم آهِ تو را گریه برای مادرت، آب زند راهِ تو را آب زنید راه را، حین که نگار میرسد بر سرِ قبرِ بینشان، یار به یار میرسد کیست که دارد از دلِ، گرد و غُبار میرسد؟ گرد و غُبار میرود، چونکه سوار میرسد یار به یار می رسد اِی قاصدِ خوشخبر، کِی میرسد از سفر؟ فریادِ دیوار و در: یاقائمَالمُنتَظَر یاقائمَالمُنتَظَر، یاقائمَالمُنتَظَر... اَلغَوث اَلغَوث صاحبَالزمان آجَرَک الله یَابنَفاطمه... جان به چه درد میخورد؟ گر نشود فدای دوست کیست علی که فاطمه، آینهدارِ روی اوست نورِ اَبَد علی علی، صبحِ اَزَل علی علی حَیِّ عَلیٰ علی که هست، خَیرُالعَمَل علی علی خَیرُالعَمَل علی علی... آبِ بقاست نامِ او، دستِ اَجَل علی علی فاتحِ بَدر و خِیبر و، شاهِجمل علی علی خَیرُالعَمَل علی علی... اِی صاحبِ ذوالفقار، همنام پروردگار هستی تو لیل و نهار، اِی حیدرِ شَهسوار اَلغَوث اَلغَوث یا اَبَالحسن...