
با خون دل خستهی عاشق بنویسید از خط به خط متن حقایق بنویسید بر حاشیهی برگ شقایق بنویسید گل تاب فشار دیوار و در نداره دست علی که بستهاس یکی عبا بیاره سنگ زدند شکست شیشه پر پر شده یاس به زور تیشه سنگ زدند شکست شیشه مادر از امروز بستری میشه (وای، مادر مادر مادر مادر)۳ پیداست که دعوا سر یک تکّه زمین نیست در شهر اگر هیچکسی را غم دین نیست تا فاطمه زندهاست علی خانه نشین نیست زهرا پشت در هست تا سپر علی شه تا که همه بفهمن علی غریب نمیشه حیف که زود شکست بالش یکی نپرسید چطوره حالش حیف که شد غریب مولا دستاشو بستند جلوی زهرا