نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چشای بسته پهلوم شکسته دنده هام جوری شکسته که میخوابم من نشسته حالم وخیمه این زندگیمه زیر لب عجل وفاتی میخونم خدا کریمه منو یه بی حیا زد ناموس علی رو یه غلام سیاه زد دید که پا به ماهم و عمدا با پا زد ۲ روضه سنگینه سنگینی وزنشو و انداخت رو در، از بغض و از کینه روضه سنگینه جوری با پا رد شده از روی در که له شده سینه حال من زاره یه نفر نگفت مغیره بسه این خونه عزاداره حال من زاره کجا آخه زن هجده ساله این جوری زدن داره؟ آه و واویلا ۳ عمرم سر اومد، جونم در اومد فاطمه منو حلال کن کاری از من برنیومد من قبل سیلی که خم نبودم قبلنا من فاطمه این قدرا نا محرم نبودم منو کوچه کشوندن زن و بچه مو با هم دیگه سوزوندن داغ سنگینی روی دلم نشوندن همش میفتی که کی آخه اینجوری زده تو صورتت به من نگفتی که باز حسین و با حسن زهرا تو اشتباه گرفتی که آه و واویلا ۳
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد