
دائم به لبم ذکر تو در حلقهی مستان خال لب تو کعبه و بتخانهی رندان با خط جَلی بر روی کعبه بنویسید آخر حسنستان بشود این عربستان شیر جنگ جمل، امیر بی بدل ذکر زیبای تو شد اَحلی من عسل آقام آقام حسن.. در حشر که هر کس به گناهی فتد از پا دست همگی جانب دامان حسین است بخشودگی اهل گُنه در صف محشر وابسته به یک گردش چشمان حسین است هستی لیلای من، همه دنیای من گفتم بازم میگم تویی آقای من