
روزای عمرم رفته و هنوزم من دارم با روضهت میسوزم با تو خوبه حالم توی این زمونه کاش بشه آقا این نوکریِ ما تا ابد بمونه تو روضهت آروم نمیگیرم چرا از داغت نمیمیرم؟ شنیدم با نیزه روی خاک هِی تو رو کشیدن تو رو پیش چشم مادرت زنده سر بُریدن **** خدانگهدار ای قرارِ زینب داری میری میدون بهارِ زینب پشت و پناهم، یارِ مهربونم کاش میشد بیشتر پیشمون باشی، دردت به جونم حالا که قصد سفر داری به دستِ کی ما رو میسپاری؟ به دست این کوفیا که از ما کینه دارن داداش اینا داغتو روی دلم میذارن خداحافظ ای برادر...