نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
دمتون گرم واقعا برنامه عالی دارید 💙💙💙💙💙
۱۳ خرداد ۱۴۰۳

حیف از این سَروِ رعنا حیف از این قد و بالا جون میده رو دستِ بابا قطعه قطعه، ارباً اِربا محاسنم از خونِش رنگینه عمه جون دادنشو میبینه قاتل بیحیاش اومد به حال من بخنده عمه اومده با معجرش زخماشو ببنده (جلو چشماش پیکرش افتاد کلاه خودش از سرش افتاد)۲ روی زمین بال و پرش افتاد زینب یاد مادرش افتاد ای وای ای وای علیِ اکبر... حسین... این زخما بیشماره جای بوسیدن نداره من بمیرم زنده زنده پیکرش شد پاره پاره سرِ تموم زخماش وا مونده شمشیرش تو میدون جا مونده خونی که تو گلوشه راه نفساشو بسته شبیه جدش شده و فرق سرش شکسته (هنوز نیزه مونده تو پهلوش یه نی پیچید به طُرهی موش)۲ شکافته تا بین دو اَبروش حون کندنش برد باباشو از هوش ای وای ای وای علیِ اکبر... میبوسم دونه دونه زخماشو که غرقِ خونه از تنش دل واپسم که چیزی تو دشت جا نمونه (حالم قلب زینبو سوزونده بچهم غرق خون رو دستم مونده)۲ هر چی مرتب میکنم اعضاشو دونه دونه میترسم از تنش بازم یک قطعه بمونه (بنیهاشم عبا بیارید تنش رو روی عبا بذارید شما دارید میسوزید اما از حال باباش خبر ندارید)۲ ای وای ای وای علیِ اکبر...
1 نظر ثبت شده

دمتون گرم واقعا برنامه عالی دارید 💙💙💙💙💙