نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
عالی
۲۸ اسفند ۱۴۰۱

جوونیمو توی گناها سر کردم چقدر صبر کردی شاید دوباره برگردم تو خوشیهام اصلا به تو حواسم نیست یه روزی میفهمم جز تو رفیقی واسم نیست از من ناامید نشیا سنگ رو یخم نکنی من شاید به درد بخورم سهم دوزخم نکنی شرمندم خودم میدونم اونی که میخوای نشدم هر دفعه یه جوری زدم زیر وعدههای خودم بازم دستم وبگیر با لطف همیشگیت محتاج نگاهتم اصلا هرچی تو بگی فقیرک به بابک یا باب النجاة آخه به غیر از تو مگه کیو دارم همه ی هستیمو آقا به تو بدهکارم همه جا رسوای خوب و بدم کردن تو قبولم کردی جز تو همه ردم کردن تو بهتر از همه کس میدونی راز منو دوست دارم هر چی رو که یادت میندازه منو بردن اسم حسین لطف زهرا به منه نوکر زیر علمت واست سینه میزنه اسمت روی لبمه تا جون دارم آقا جون عشقت رو نگیر ازم واسه یه گدا بمون
1 نظر ثبت شده

عالی