
توی موج ابر و باد یه روزی مهدی میاد یه غروب آتشین که زمین، ذوبِ حرارت خداست کوچهها همه چراغون میشه باز دیوارا آیینهبندون میشه باز نیمهشب از کوچه بیرون میشه باز یا یه صبح سربی پُر از غبار توی بُهت انتظار کوچهها داد میزنن یکی اومد جاده فریاد میزنه مهدی اومد گل نرگس... لحظهی حقیقتِ بشر میشه شبِ غم، سحر میشه اون که چشمای بشر منتظر ظهورشه توی حوض عاشقی چلچراغِ نورشه یه غروب آتشین که زمین، ذوبِ حرارت خداست یه صدای ربّنا دوباره دلامونو تکون میده توی دستِ حسّ ما لاله بوی خون میده بچهها مهدی میاد با قطارِ واژههاش همهمون رو میبَره به صداقتِ صداش عاشقا مهدی میاد واسمون گل میچینه گل نرگسِ قشنگ به بهارمون میده خاطرات رنگارنگ یا اباصالح مدد مدد مدد